Friday, August 22, 2014

ملاقاتی دیگر با آزادماهیان و سرخپوستان

ملاقاتی دیگر با آزادماهیان و سرخپوستان

دباره به محل اتصال روخونه کپیلانو به اقانوس آرم رفتم ولی اینبار حدود ساعت 12 ظهر کنار آب بودم و تجربه های جدیدی کسب کردم و اینکه تو اون ساعت نه ماهی در کار بود نه ماهیگیری مثل اینکه فقط صبح ها ماهی ها اونجا فعالیت دارن و ماهیگیرا . . . .


وقتی کنار آب رسیدم هنگامی بود که در جزر و مد در یا آب به بالا ترین نقطه خودش داش می رسید مثل اینکه در روز دو بار جزو مد داره اقیانوس ، فکر کنم هر 12 ساعت یک بار ، حدس می زدم زمانی که آب بالا میاد حتما ماهی ها هم وارد رودخونه میشن ولی اثری از ماهی ها نبود . . .
بازم خسته و نا امید مسیر برگشت به خونه را آغاز کردم و به کمی دور تر از ریزش رودخونه به اقیانوس رفتم جای که همیشه می دیدم سرخپوستا اونا ماهیگیری می کنن . . .
از روی پل داشتم نگاه سرخپوستا می کردم که در حالا انتظار ورود سالمون ها به قفس های سنگی دست ساز اونا بودند و همین جور که نظاره گر بودم یکی از افراد گروه سرخپوستا از من پرسید آیا ماهی گرفتم و من هم در جواب گفتم نه ماهی نگرفتم به من اشاره کرد که تو گروه اونا برم . . ..
وای چقدر خوشحال شدم اولین هم صحبتیم با سرخپوستا بود با هم صحبت می کردیم جالبه یکی از عضای گروه سرخپوستا ایرانی بودو برای ما ترجمه می کرد اگه حرفی رو متوجه نمی شدیم . . .
جالبه اون قسمت روخونه مال سرخپوستا بود هر چقدر که می تونستن ماهی می گرفتن بدون مجوز چون اون سرزمین مال اوناست و اون ماهی ها هم سالیان سال مال اونا بوده و هست و دولت هیچ دخالتی نمی تونه رو روند صید و شکار اونا داشته باشه واقعا از این فرایند که سرخپوستا در صید و شکارو حقشون از طبیعت دارن خوشم اومد . . . .
چند روز پیش هم یه مقاله ی در باره سرخپوست ها نوشتم و از اونا تعریف کردم و خیلی خوشحالم الان چنتا دوست سرخپوست پیدا کردم اونا خیلی با حال بودند آبجو می خوردن و سیگار می کشیدن با هم شوخی می کردندو  همش می خندیدن اونا آدم های شادی بودند . . . .
ودر همین هنگام بود که حدود 8 تا سالمون با هم وارد قفص صید سرخپوستا شدن که من از نزدیک از اون سالمون ها عکس و فیلم گرفتم و در اختیارشما به زودی قرار می دم و دیگر اطلاعاتی که به دست آوردم اینه که تا اخر فصل ماهی هارو اونا صید می کنن و ماه های بعد رودخونه باز میشه و میلیون ها سالمون می تونن خودشونو به سرچشمه برای تخم ریزی برسونن و در آخر هم از طرف یکی ازسرخپوستا یک ماهی سالمون هدیه گرفتم واقعا خوشحال بودم ماهی رو به من دادن که یه سرخپوست اونو شکار کرده بود و خیلی خوشحال بودم از اتفاقاتی که افتاد . . .
در آخر هم خیلی خوشحال شدم که با بالا اومدن آب اقیانوس ماهی ها سعی تلاش بیشتری برای ورود به روخونه می کردند ولی باز آب رودخونه بسیار کمه و ماهی ها منتظر بارندگی هستند برای ورود به روخونه کپیلانو و تخم ریزی . . .
الانم دارم کم کم اماده میشم برم تو دل طبیعت ماهیگیری ساعت 7:30 با مهندس داداشزاده عزیز برای یک استارت ماهیگیری قرار ملاقات دارم والانم ساعت 4:30 صبحه

ارادتمند شما ابی فیشر

No comments:

Post a Comment