Thursday, February 14, 2013

سفرنامه ماهیگیری ناکجا آباد 14.2.2013


سفرنامه ماهیگیری ناکجا آباد 14.2.2013


تازه بعد از این همه سختی و دوری از طبیعت و ماهیگیری فهمیدیم پسر همسایه ای که داریم اول یه ایرانیه بعد یه ماهیگیره . . .



روز هارو به تعریف پای هم نشستیم متوجه شدم دوست عزیز اصفهانی ما به صورت سنتی ماهیگیری می کنند به هرحالا هر چی هستند یه پایه ماهیگیری برای من حساب میاد یه دوست خوب و بحانه ای برای شلیک شدن به سمت کو ها و دشت ها . . ..




ما که جای رو بلد نیستیم ولی با استفاده از نقشه جی پی اس موبایلم یه سه چهار تایی دریاچه پیدا کردیم و یه ده بیستای رودخونه پیدا کردیم که هر کدوم که نزدک بودند رو در اولویت قرار دادیم برای بازرسی و تحقیقات و مشاهده.



پیاده زدیم رفتیم اولین دریاچه که فهمیدیم همین پشت خونمون بوده فقط 15 دقیقه پیاده قدم زنان فاصله داره .



اون جا ماهیگیر زیادی دیدیم دستو پاشکسته و با بادی لنگویج فهمیدیم که دریاچه گلچینی از تمام ماهی هارو داره مثلا انواع کپور ماهیان ، اسبله ، قزل آلای رنگین کمان ، ماهی های شبیه به سازان و چلپال و . . .



البته اینقدر این دریاچه بزرگ هست که فکر نکنم به همین راحتی هم بشه به بعضی از ماهی های اون دسترسی پیدا کرد.



الان با اطلاعاتی که بدست آوردیم 3 ماه دیگه ماهیگیری تو این دریاچه شروع میشه و الان فقط بخش کوچکی از ماهیان قابل صید هستند و هوا و آب دریاچه خیلی سرده .



تو این شرایط پناهندگی اصلا خرید لوازم ماهیگیری الویتی نداره ولی آقا شهاب خودمو رفته برای من و خودش نخ دستی گرفته که دوره حلقه های پیچیده شده و نه تنها نتونستم آقا شهاب رو راهنمای کنم بلکه منو تبدیل به یه ماهیگیر سنتی کرد . البته من میرم ماهیگیری چوب و چرخ فلای رو با خودم میبرم .



آقا شهاب از ما پرسید که ما برای صید ماهی قزل آلا می تونیم از چه طعمه ای استفاده کنیم من در جواب با خودم گفتم یه طعمه های رو نام به برم که زیاد تخصصی نباشه و گفتم کرم ولی شهاب در جواب گفت هووووو کرم کی کرم میزنه بهترین طعمه برای صید ماهی قزل الا خمیره ما تو زاینده رود با خمیر می گرفتیم من هم زدم زیر خنده آخه یا اون زمان های ایران افتادم که این صحنه ها رو می دیدم که کسی با نون لواش ماهی قزل الا می گرفت عصبی میشدم ولی این بار گفتم بابا بزار راحت باشه دنیا دو روزه حالا اینم با خمیر قزل آلا بگیره مگه چی میشه . . .



بزار شهاب داره میاد کانادا یه بلای سرش میارم که با پشه های wet  و  dry  مجبور بشه قزل الا بگیره .



ما دیگه پاتوق ماهیگیریمونو پیدا کردیم و از این به بعد هفته ای یک بار به ماهیگیری میریم و سعی می کنم تصاویر و خاطرات و تجارب ماهیگیری رو انعکاس بدم


یخ بندان که تموم بشه حتی ما می خوایم کمپینگ چند روزه هم بزنم تو دریاچه آخه اسبله های این دریاچه شنیدم شبا تغذیهمی کنند.


جای شما خالی چای و قیلون کنار دریاچه می چسبه هااااااا


دریاچه شده محل مشروب خوردن آدم های سن زیاد اونای که حوصله دیسکو رفتن و اون سرو صدارو ندارن یکی ودکا می خوره یکی آبجو یکی هم شراب اونم بدون استرس و گشت ارشاد یا بسیج یا نیرو انتظامی :-)



اصلا به ماهیگیری فکر نمی کنیم چون طبیعت و زیبای های پیرامون اون به اندازه کافی مارو با انرژی و شاد نگهمیداره


هیچ وقت از نگاه کردن به انعکاس تصویر کو ها و درختان بر روی سطح دریاچه سیر نمی شم


تصمیم دارم این ماهی رو با فلای بگیرم آخه دسته جمع می دیدم رو سطح آب حرکت می کردند


تو مسیر دریاچه از 10 هزار نوع سگ گذشتیم (هاسکی ، بوکسر ، بولداگ و . . .)

آقا شهاب و یه ماهی قزل آلای بخت برگشته :-)


ارادتمند شما ابی فیشر

1 comment:

  1. سلام آقا ابی.خوشحالم که میبینم یک مکان خوب واسه ماهیگیری پیدا کردی.این همه زحمت کشیدی مارو به فلای علاقه مند کنی که بدون چوب و چرخ پشه با استیمر خودم توی رودخانه های بدون ماهی ماهیگیری کنم اونوقت خودت از راه بدر شدی.......شوخی.......مدت زیادی بود نتونسته بودم بیام ولی الان اومدم.خیلی خوشحال شدم امیدوارم موفق باشی منتظر سفرنامه های بعدیت هستم...باتشکر کیهان.

    ReplyDelete