Thursday, January 3, 2013

مقاله ماهیگیری ارسالی کاویان

مقاله ماهیگیری ارسالی کاویان

سلام دوستان
هميشه مايل بودم تجارب خود را در قالب مقاله اي بر روي وبلاگ فعالان ماهيگيري ارائه نمايم.
قصدم از نوشتن اين مقاله اين است تا دوستان بدانند: 1) تفاوت زيادي است بين مباحث تئوري و عملي 2) اثبات عدم وجود يك وبلاگ جامع در اين زمينه
برمي گردم به سال ها قبل كه كمابيش در مورد ماهيگيري مي شنيدم و علي رغم دسترسي زياد به مكان هاي بكر، موضوع را بصورت جدي دنبال نمي كردم و هرازگاهي آشنايان صحبتي در اين مورد مي كردند اما هرگز كسي نبود كه عملاً من را وارد اين عرصه نمايد در نتيجه سال ها به اين منوال گذشت و با اينكه مكان هاي بكري در دسترس داشتم اما فقط از كنار آنها گذر مي كردم و ساعاتي در كنار آب ها به تفريح مي پرداختم اما دريغ از اينكه به ماهي درون آب ها حتي فكر كنم! تا اينكه مدتي بعد باجناقم من را به ماهيگيري تحريك و تشويق نمود و خودش پس از يك سفر از آستارا يك چوب و چرخ همراه خود آورد (مارك فايرفاكس) اما من و ايشان تا آن لحظه فقط چوب و چرخ را ديده بوديم و حتي نمي دانستيم چگونه بايد استفاده كنيم در نتيجه به فردوسي مراجعه كرديم تا چرخ را با نخ پركند و ... (حتي آن روزها تصور مي كرديم نامش لنسر است كه بعدها متوجه شديم يك اصطلاح عاميانه كه به غلط باب شده است خوشبختانه در اين مورد در وبلاگ ها به كرات صحبت شده ولي همچنان نام لنسر به كار برده مي شود حتي توسط ماهيگيران بزرگ. خلاصه اينكه در همان ايام يكي دوبار توسط باجناق و دايي همسر به همان مناطق بكر مي رفتيم و با وجود ناشناخته بودن مكان و دنياي ماهيان بزرگ متاسفانه بدليل آشنا نبودن با نحوه ريسه بندي دست خالي بازمي گشتيم. عرضم اين است كه اولين مبحث در ماهيگيري نحوه درست استفاده از ريسه مي باشد. وقتي به فردوسي مراجعه مي كردم براي تكميل دانسته هايم يك مشت آشغال و مزخرف جلوي آدم مي گذاشتند و به جرات مي توانم بگويم هيچ كدام قابل استفاده نبودند و هروقت از آنها استفاده مي كردم و يك نفر ماهيگير حرفه اي به من نزديك مي شد به من مي خنديد كه اينها چيه كه استفاده مي كني و نحوه استفاده صحيح را آموزش مي داد. چندي نيز به اين منوال گذشت ديدم اينطوري نمي شه به مطالعه با اينترنت روي آوردم و تمام وبلاگ ها را بطور سيري ناپذير مطالعه مي كردم يا بقول معروف مي جويدم، جالب اينكه از آنها نيز چيزي در نمي آمد و با اينكه ديگر دانسته هاي تئوريم در مورد ماهيگيري تقريباً كامل بود، بازهم فقط زمان بود كه از بين مي رفت و دريغ از يك ماهي. خلاصه علاقه زياد باعث شد دلسرد نشوم و كار را ادامه دهم، يادم مي آيد در همان مناطق بكر 3 روز پشت سر هم (در تعطيلات) از صبح تا شب آنجا بودم و همه چيز را تست مي كردم. در طول اين تست ها كم كم متوجه شدم كجاي كار ايراد دارد. به عنوان مثال در تمام وبلاگ ها در مورد قلاب ها و سايز آنها بسيار صحبت شده و چقدر تذكر و توصيه شده كه مبادا از قلابي غير از اين استفاده كنيد و ... ولي آيا شما وبلاگ يا منبعي را سراغ داريد كه در مورد اندازه طعمه گفته باشد؟؟؟ در تجاربم به اين نتيجه رسيدم كه قلاب زياد مهم نيست حتي سايز آن و من عملاً دريافتم كه با انواع قلاب ها و انواع سايزها مي شود از ماهي كوچك گرفت تا بزرگ آنچه مهم است ريسه است و طعمه و بس! در مورد طعمه بگويم سپس به ريسه مي پردازيم. اندازه طعمه رابطه بسيار مهم در نوك زدن ماهي دارد! طعمه هرچقدر بزرگ تر باشد، زماني كه براي نوك زدن ماهي مي گذاريم بيشتر است و در نتيجه مجبوريم از زنگوله (براي كپور) استفاده كنيم اما همانطور كه مي دانيد وقتي به چوب مي رسيد كه طعمه برده و خورده شده! خيلي از دوستان تصور مي كنند زنگوله بيشتر براي قزل استفاده دارد ولي بايد عرض كنم قزل وقتي به ريسه كف خواب انتظاري بزند، در دام افتادنش تقريباً قطعي است و نيازي به زنگوله نيست و زنگوله فقط اطلاع مي دهد كه ماهي در دام است در غير اينصورت اگر پاي چوب خود باشيد نيازي به زنگوله نيست حتي براي كپور هم ايستادن در پاي چوب مهم تر و بهتر جواب مي دهد تا دويدن ناگهاني به سمت چوب ناشي از صداي زنگوله كه معمولاً هم دير مي رسيم. به اين نتيجه رسيدم كه هرچقدر خمير مانده تر و قديمي تر باشد بهتر جواب مي دهد خصوصا اينكه از تخم مرغ و يا تخم اردك (بهترين گزينه) استفاده شود و خمير نيز بايد حداقل 6 ساعت بماند تا بقول معروف ترش شود و بوي نامطبوعي داشته باشد (به خاطر داشته باشيد هرچقدر بوي طعمه بدتر باشد ماهي را بيشتر جذب مي كند البته بو نبايد آنقدر نامطبوع باشد كه به گنديدگي كامل بزند) اين موارد را نه در وبلاگي ديده و خوانده ام و نه فروشندگان تجهيزات ماهيگيري از آن اطلاعي داشتند خصوصا فروشندگان فردوسي كه هيچكدام از ماهيگيري سررشته اي ندارند و وقتي كاربرد طعمه را بپرسيد چيزي جز اراجيف و مزخرف تحويل نمي دهند. يادم مي آيد آن روزها كه تازه شروع كرده بودم يك نوع طعمه كپور را از مغازه اي خريدم و وقتي از نحوه استفاده آن، سوال كردم، روش عجيبي را گفت كه بايد با تخم مرغ و تن ماهي آميخته شود، چند مغازه پايين تر طعمه را دادم دست دوستم و وارد مغازه شده و از آن مغازه دار نيز پرسيدم كه اين طعمه چيست و چگونه استفاده مي شود، در كمال تعجب روشي را گفت كه هيچ وجه مشتركي با قبلي نداشت! از آنجا فهميدم اينها فقط به فكر فروختن هستند و هيچي از ماهي و ماهيگيري حاليشون نيست. آن طعمه را هنوز دارم و در طول اين مدت هرازگاهي با تمام روش ها امتحان كردم ولي دريغ از يك نوك حتي الان!
بگذريم عرضم اين بود كه دوستان تازه كار به اندازه طعمه روي قلاب توجه كنند. همانطور كه عرض كردم نوع و سايز قلاب زياد مهم نيست البته اگر نخ را به موقع بالا بكشيد. با انواع سايز قلاب ها مي توانيد انواع ماهي ها را صيد كنيد. من با قلاب قزلي، كپور گرفته ام و با قلاب كپوري، ماهي سفيد و ...
ساير شرايط نيز كم و بيش مهم هستند: استفاده از سرب معمولي و نه سنگين، نخ نازك تر، طول انشعاب حدود 10 سانت و از همه مهم تر كشيدن بموقع چوب هنگام نوك زدن.
در انتخاب چوب و چرخ حساسيت نداشته باشيد با كاسي نيز مي توانيد با استفاده از روش آنتني كه در شمال مرسوم است كپور بگيريد حتي بهتر و راحت تر از چوب و چرخ. همين مبحث - روش آنتني در كمتر وبلاگي ديده مي شود در حالي كه يكي از موفق ترين روش هاست.
دوستان در كل تلاش و تجربه مهم ترين فاكتور موفقيت مي باشد. زياد مبناي كار را بر دانسته هاي تئوري خود قرار ندهيد و همواره از ماهيگيران قديمي و مجرب كسب تجربه كنيد كه هيچ چيزي بهتر و سريعتر از اين راه شما را به مقصد نمي رساند.
ارادتمند
كاويان
آذر 91

No comments:

Post a Comment