Friday, January 4, 2013

حکاین ها و شکایت ها


حکایت ها و شکایت ها


تازه ماهیگیری رو شورع کرده بودم از دوستان شنیدم که یه کلاس ماهیگیری ورزشی داره تو شیراز برگزار می شه خیلی خوشحال شدم و تو این کلاس شرکت کردم بهش می گفتن کلاس مربیگیری ماهگیری مقدماتی . . . .
سر کلاس رفتم یه مدرس از فدراسیون ورزش های همگانی اومده بود که اسمش حسین رادپورد بود بهش می خورد آدم خوبی باشه و خیلی دوسش داشتم چون داشت در باره ماهیگیری صحبت می کرد ته کلاس نشسته بودم حتی اعتماد به نفس اینو نداشتم که سئوالامو تو کلاس از مدرس به پرسم تا این که کلاس تموم شد تازه وبلاگ ماهیگیریمو راه انداخته بودم آدرسشو به رادپور دادم از من پرسید امار وبسایتت چقدره منم گفتم 30 نفر در روز یه لبخند زد گفت خیلی خوبه . . . .
گذشت این دوره و من هم هروز داشتم تو ماهیگیری چیزای بیشتری یاد میگیرفتم تا اینکه آمار وبلاگم از 30 نفر به  2000 نفر رسید و شنیدم که انجمن ماهیگیری داره یه دوره مسابقات کشوری تو استان گلستان شهر آق قلا برگزاری می کنه تو دریاچه آلا گل خوب با دوستان شرکت کردیم چه مردمان خون گرمی بودند و همون مدرس فداریسون ورزشهای همگانی رئیس انجمن ماهیگیری هم حضور داشت چون برگزار کننده بود آقای گرکس رئیس کمیته ماهیگیری استان گلستان زیاد رو این مسابقه و گرده همای سرمایه گزاری کرده بود ولی از طرف انجمن فکر کنم دقیقا 600 هزار تومان بیشتر سرمایه به همراه نداشتند با یه ماشین گزائیل سوز همکار آقای رادپور که نصف پول بودجه ورزش های همگانی خرج این ماشین و رسیدن به این همایش ماهیگیری بود یادمه روغن ماشینو آقای رادپور و همکارش کنار دریاچه تو طبیعت عوض کردند و روغن سوخته اونو روی زمین ریختن واقعا حرکت خیلی بدی بود اصلا یه طرفدار طبیعت و ماهیگیری به دور بود . . .
بعد ها با یه فردی به نام بهرامپوری آشنا شدم تو استان مرکزی که خیلی آدم فعالی بودند تو ماهیگیری مثلا هر ماه مسابقه بر گزار می کردند یا دریاچه های رو برای ماهیگیری در اختیار ماهیگیران قرارمی دادند یا ورزش ماهیگیری رو در فنی حرفه ای ثبت کرده بودند . .
ولی آقای حسین رادپور مخالف فعالیت های آقای بهرامپوری بود و دائم جلوی فعالیت های این دوست عزیز را می گرفت و از زمانی که فهمید من هم با آقای بهرامپوری در تماس هستم حساسیتای نصبت به من و وبلاگمو بیشتر کردند . . .
تا اینکه شروع به در خواست برگزاری مربیگیری درجه سه را از ایشان داشتم ولی ایشان مخالفت نمودند و مطالبی که درباره این مخالفت ها رو در وبسایت خودم منتشر می کردم کمو بیشی به گوش ایشان می رسد و ازطریق پیامک یا زنگ یا ارسال رئیس کمیته ماهیگیری فارس به محل کار من مخالفت خود را اعلام می نمودند و حتی اخطار هم می داند اگه ادامه بدم از طریق حقوقی وارد کار می شوند.
خوب یه جون ماهیگیر به نام ابی فیشر با یه وبلاگ وارد محیطی شده بود که همه به عنوان یه فعال در زمینه ماهیگیری ورزشی ایران قبولش داشتن و مطالب و مقلاتشو دنبال می کردند اینقدر بازدید کننده و طرفدار پیدا کرده بود که انجمن ماهیگیری ورزشی از این جایگاه این وبلاگ نویس ترس و حراس داشت و منافع خود رو در خطر می دیدند که چگونه یه جون ماهیگیر ساده می تونه تا این قدر نوشته هاش بین ماهیگیران برش داشته باشه برای همین همیشه به دنبال اولین فرصت برای سرکوب این نویسنده و وبلاگش می گشتند . . .
هیچ وقت فراموش نمی کنم که آقای رادپور در پی نامه ای به من گفتند که تمام نوشته های من فریب و حقه ای بیش برای گول زدن ماهیگیران نیست !!!
واقعا خود من هم ترسیده بودم که که دارم با یه ارگان دولتی در میوفتم و یه وبلاگ نویس بودم که تو دید بود . . . .
در نامه های آخری که آقای رادپور برای اینجانب ارسال می نمودند ذکر شده بود که شما به هیچ وقت حق ندارید از انجمن ماهیگیری در وبسایت خود نام به برید و حتما باید اجازه بگیرید ؟
این چه قانونیه که یه وبلاگ نویس ماهیگیر در زمینه ماهیگیری حق انتقاد یا نام بردن از یک گروه ماهیگیری به نام انجمن را نداره؟
این بحث ها ادامه داشت تا اینکه از ایران خارج شدم و جناب آقای رادپور رئیس انجمن ماهیگیری دست منو از ایران کوتاه دید و با یک نامه قضای که نمی دونم محتواش چی بود به سایت بلاگفا خواستار بسته شدن کامل وبلاگ اینجانب شد خوب سایت هم بسته شد من در زمان ورد به مدیریت وبلاگم با این پیام روبه روشدم وبلاگ به دلیل نامه قضایی به صورت کامل بسته شده حتی اجازه فیلتر هم ندادن از کل سایت ماهیگیری رو بستند تا اینکه هیچ نام و نشانی از ابی فیشر در ایران باقی نماند و انجمن ماهیگیری ورزشی به کار خودشون ادامه بده.
من نه دنبال پول بودم نه به دنبال شهرت ، ماهیگیری هم برام نه ورزشه نه سرگری ، ماهیگیری برام طبیعت گردیه جای که از زندگی شهر نشینی دور میشم و به دنبال ساخت روح خودم می گردم اگه من به دنبال شهرت و پول وبدم از این 20 یا 30 تا کتابی که رایگان منتشر می کردم دوتاشو چاپ می کردم تا هم پول بدست بیارم هم شهرت. . ..
امسال من همیشه در زندگی در حال پیشرفت هستند ولی امسال رادپور دائم در حال درجا دویدن و جلوی اینو اون گرفتن هستند.


جلوی فعالیت های آقای بهرامپوری رو تو استان مرکزی گرفتند به کجا این انجمن رسید ؟
وبلاگمون هم پاک کردن ولی من دارم از صفر شروع می کنم و می نویسم نه تنها چیزی از من کم نشد بله دارم قوی تر به کارم ادامه می دم.
لطفا این سرنوشت منو فراموش نکنید تا امسال  رادپور نتون از آب گلالود ماهی بگیره

ارادتمند  شما ابی فیشر


No comments:

Post a Comment