Saturday, December 22, 2012

من اگه از ماهیگیری و طبیعت و خودم برای شما نه نویسم روانی می شم


من اگه از ماهیگیری و طبیعت و خودم برای شما نه نویسم روانی می شم


فرقی نداره مثل الان یه پناهنده باشم یا یه ماهیگیر در بند باشم یا یه مریض به اعتایاد طبیعت گردی یا یه دیونه که تشنه آزادیه یا یه فرد عادی که هیچی نمی دونه ، فقط دوست دارم بنویسم و در باره خاطراتم بنویسم ، از کشورم بگم از جای که حتی یک وجب جا هم برای من نداشت ، از سرزمینی چهار فصلی که فقط فقط یاد خاطرش نصیب من شده. . .

دلم تنگ شده خیلی زود تر از اونی که فکر می کردم ؛ می دونم خیلی حساسم و زود صدمه می بینم ولی زمانی که به مقصد نهایم فکر می کنم عصابم راحت میشه و به صورت نیمه فعال به زندگیم ادامه می دم از خودم با کسی صحبت نمی کنم که کی بودم و چه کاره وفقط به دنبال بزرگ ترین هدفم زندگی تو سرزمین آزاد ماهیان هستمجای که دیگه ماهی قزل آلای پرورشی و جود نداه و هیچ ماهی در بند نیست هیچ حیوانی از انسان فراری نیست و همه عاشق زبیعت و حقوق انسان و حیوانات هستند همه با هم زندگی می کنند و لبین انسان و حیوان هیچ فرقی نیست و انسانیت  موج می زنه ومخلوق خدا خودشو اونجا به درستی نشون میده . . . .

دلم برای تمامی دوستان  تنگ شده افرادی که ماهیگیری رو از اونا یاد گرفتم . . .

ریختم به هم ولی باز ماهیگیری که نرمالم می کنه طبیعته که منو به امید به زندگی وادار می کنم ، نظم و ترتیبه طبیعته که ضربان نبضمو به گردش می ندازه ، صدای رودخونست که ریلکسم می کنه ، فکر ماهیگیری و لمس تجهیزات ماهیگیریه که وادار به زندگیم می کنه ، خاطرات نوشتن و بیان تفکراتمه که دباره مثل سابق من به زندگی امیدوار  می کنه . . . 

ماهیگیری برای من یک پنسلین آرام بخشه که سوزن تزریقش میشه وبلاگ نویسی وبا زدید کنندگان وبلاگم هم حکم پاد زهرو در برابره ویروس هارو دارن و من همه شما ، تک تک شمارو دوست دارم و  برای شما می نویسم و فقط یک مدت صبر کنید تا به مقصد نهایم برسم تا بتون مثل سابق  به کار حرفه ای خودم ادامه بدم  . . . .

ارادتمند شما ابی فیشر

No comments:

Post a Comment