Sunday, December 23, 2012

سفرنامه ماهیگیری جنوب در گرمای بالای ۴۷ درجه / بندر رستمی / بوشهر


سفرنامه ماهیگیری جنوب در گرمای بالای ۴۷ درجه / بندر رستمی / بوشهر

حسین ٫ علی ٫ ابی
در شروع تشکر می کنم از جناب آقای حسین گودرزی به خاطر برنامه ریزی این برنامه ماهیگیری و تشکر از علی آقا از تدارکات و هماهنگی ها در بندر رستمی
الان که دارم این مطاب رو می نویسم به فاصله چند صد متری خلیج فارس هستم همین دیروز صبح بود که در خواست مرخصی منو رد کردند و گفتند که تو این شرایط کاری به هیچ و جه حق استفاده از مرخصی رو ندارم درد مفاصل پام به خاطر کار زیادی بی داد می کرد ، آخه به صورت اجباری این دومین بار بود که تو این هفته روزی 16 ساعت سر پا بودم واقعا نمی دونستم که باید روی کدوم پام به لنگم تا اینکه زیر برگه تصویه حساب شرکت رو امضاء کردم و الان رسما به دوران سابق بر گشتم من الان دباره یه آدم بیکار هستم فردی که دوباره به دوران تاریکی و سیاهی زندگیش وارد شد.
وقتی با پای لنگان و ورم کرده با کف پای پر از تاول به خونه بر گشتم تنها به فکر یه معجون برای بی خیالی بودم نمی خواستم زیر این همه فشار جون بدم فقط با یه اسمس به دوست عزیزم حسین جان پیامی ارسال کردم و گفتم حسین اگه هنوز برنامه ماهیگیری به راهه من هم هستم.
فقط بعد از سه ساعت از تصویه حسابم با شرکت کوله بارمو برداشتم و به سمت خلیج فارس رفتم.
الانم در یکی از نقاط جنوبی کشور هستم و قتی سکوت می کنم صدای بر خورد انواج رو با سخره های ساحلی رو احساس می کنم.
الان از ماهیگیری ظهر گاهی بر گشتیم و دیشبم ماهیگیری شبانگاهی داشتیم و قراره عصر هم یه ماهیگیری شبانگاهی دیگه داشته باشیم.
آدم بیخیالی نیستم ولی واقعا فقط می تونستم اینجوری از زیر بار فشار روانی که داشتم فرار کنم.
درسته یه ماهیگیر فلای کار هستم ولی بعضی وقت ها شیطنتی هم می کنم با چوب و چرخ دوستان یه پرتابی می کنیم و ماهی هم جمع می کنیم همین چند ساعت پیش با دوستان یه ماهیگیری ساحلی داشتیم که واقعا در دمای بالای 40 درجه جنگندگی با ماهی های بزرگ لذت بخش بود. فلای ساحلی زیاد موفقیت امیز نبود دلیلشم باد شمالی بود که می وزید و آب ساحل رو گلالود و نا ارام کرده بود ماهی های هم به پشه ها تو این آب گلالود حمله می کردند ولی زیاد انگیزه بلعیدن پشه ها رو ندارشتند
امید وارم که زماهی که برای ماهیگیری وارد دریا میشیم باقایق هوا روشن باشه تا بتونم قدرت فلای رو به همه دوستان اثبات کنم و گرنه اگه هوا تاریک به مقصد برسیم شانص صید ماهی با پشه ها تو تاریکی کم میشه و مواد شبرنگ در پشه های که بافتم مجود نمی باشد.
ورژن جدید پشه های ابی فلای پرتن آب شور رو بافتم در سایز های مختلف که بزرگ ترین اونا از موس کامپیوتر هم بزرگ تر هست
دوست داشتم الان اینترنت داشتم تا عکس ها و فیلم های امروز و دیشب رو تو سایت قرار بدم. الان دارم موسیقی گوش می دم ولی تمام دوستانم دورو ورم خوابیدن اینجا بغیر از تو گوش من بقیه جا ها در سکوت کامل هست.
ماهی هدف ما براکودا هست و تمام برنامه ریزی های که کردیم برای این ماهی هست حتی ملوان قایق هم به ما تاکید کرد که لوازم صید بارکودارو به همراه داشته باشیم. من لیدر نخ تابیده رو انتخاب کردم و سعی می کنم با سرب های گرد پرچی لیدر رو سنگین کنم تا بوتنه به راحتی زیر آب فروبره.
تا الان وضع دریا خیلی خراب بوده ولی باز با دمای بالای 40 درجه و رطوبت بالای هوا و گرمای وحشناک تابستان جنوب به ماهیگیری رفتیم و برنامه محیجی داشتیم تمام ماهی های که صید کردیم آزاد کردیم .
الان همه تو اتاق بیهوش هستند ما تمام دیشبو ماهیگیری کردیم و بیدار بودیم ولی نمی دونم چرا مثل همیشه من خوابم نمی بره و مثل همیشه بیدار هستم الان نمی خوام تو اتاق سرو صدا راه بندازم همه بیدار میشن و گرنه چوب و چرخ فلای رو بر می داشتم و میون اون سواحل بی انتهای خلیج فارس نا پدید میشدم. دوست دارم تو تنهای ها به مشکلاتم فکر کنم برای همین هیچ و قت بیکار نمی مونم اینقدر مشکلات دارم که فقط با حمله یک ماهی به پشه و شوک عصبی به دنیای واقعی بر می گردم.
الان تو یکی از جاده های بوشهر در حال حرکتیم ، فکر کنم این اولین سفر نامه ای هست که دارم تو ماشین در حال حرکت می نویسم فکر کنم به خاطر همین تعداد غلط های املای چند برابر بشه فقط تحمل کنید منون.
دیشب از ساعت 10 تا 4 صبح روی قایق در مرکز خلیج فارس بودیم جای که واقعا خود ملوان هم راه رو برای دقایقی گم کرده بود و تک تک ستاره ها به کمک مسیر یابی ما کمک کردند.
هنوزم خستگی و کوفتگی جنگندگی با ماهی ها مانع از سریع تایپ کردن مطاب می شود.
فکر کنم از 6 ساعت ماهیگیری 4 ساعتشو داشتیم با ماهی ها می جنگیدیم و اون 2 ساعت هم قایق در حال حرکت بود.
تو این برنامه ماهیگیری کسی به دنبال گوشت لذیر ماهی نبود برای همین مهم نبود که ماهی های که صید می کردیم چی بودند ، فقط امتیاز دهی و ارزش اونا در میزان جنگندگی آنها بود.
ما در تاریکی هواد در عمق 40 متری ماهیگیری می کردیم سیستم های ماهیگیری زیادی به کار گرفته شد.
سلامی دوباره به دوستان عزیز الان که دارم ادامه مطالب این سفرنامه رو می بندم خونه شیراز هستم و همین امروز با کمک حسین جان مرخصی پزشگی ردیف کردم و به کارم ارائه دادم و مشکل بیکاری حل شد.
ارادتمدن شما ابی فیشر

No comments:

Post a Comment